اندیشه مرگ وجاودانگی در دین زرتشت ( بر اساس متون دینی پهلوی)
مقدمه :
انسان تنها موجودی است که نسبت به مرگ وفنای جسم خود وناپایداری جهان پیرامون درک ومعرفت دارد واز مرگ نزدیکان به سوگ می نشیند ویاد مرگ برایش رنج آور ودرد ناک است . کمتر انسانی می توان یافت که کم و بیش مناظر و صحنه های مرگ او را به تفکر وتعمق واندارد . بی گمان فنای تن و وداع دنیایی که با آن الفت دارد . ومیل به جاودانگی دغدغه دائمی انسانها از گذشته های دور تا امروز بوده و او را به تفکر واداشته است .
شاعران لطیف ترین وعمیق ترین اشعار را به جهان ادبیات عرضه کرده اند . وهنرمندان بخشی از رنج جاودانگی را در کالبد هنر آفریده ا ند. از سویی مکاتب فکری ، آیین ها و باورهای بسیاری ، با اندیشه های فرجام گرایانه شکل گرفته است .
فنا پذیری یکی از دل مشغولی ها ورنجهای مشترک انسانها ست .بدون تردید ساکنان فلات ایران از این موضوع مستثنی نبوده اند. فرق ، آیین ها .... هر کدام راه های جاودانگی را برای انسان نوید داده اند . آنان فرجام خوشبینانه و بناهای های محکمی از امید را پی افکند ند . هر چند ممکن است ابتدایی ، مردود وباطل به نظر آید . اما باطل انگاشتن ، تلاش فکری گذشتگان منصفانه نیست . چرا که بخشی از اندیشه ها ، نگرش ها و آیین های امروز بر بنیاد هایی قرار دارد که نسل های گذشته پی افکند ه اند . پیدایش دین زرتشت در سرزمین ایران سوالات متعددی را که پیرامون مرگ و پایان جهان (از کجا آمده ایم وبه کجا می رویم) مطرح بود بی پاسخ نگذاشت . دین زرتشت موضوع بازگشت و عروج روان را که قبل از آن مطرح بود انتظام داد وموضوعات جدید تر و نوید بخشی را ارائه کرد که بعد ها در مکاتب و آیین های دیگر تاثیر ژرفی بجا گذاشت .
چکیده :
مرگ در دین زرتشت در اثر حمله اهریمن و دیوان او به وجود آمده است . اهریمن همواره مرگ آفرین بوده و آفرینش اهورا مزدا را مورد حمله و تازش قرار می دهد . اما مرگ ونیستی برای آفرینش اهورا مزدا موقتی است اگر چه تلخ و ناگوار می باشد اما ابدی نیست . اهورا مزدا در برابر اهریمن از زندگی و حیات حفاظت می کند . بنا براین مرگ مقصد نهایی و پایان کار آفرینش نیست وانسانها برای زیستن آفریده شده اند .
بدین ترتیب مرگ انسان و فنای جسم باورهای دیگری در مورد رسیدن روان به تن و بازگشت او را به دنبال دارد .این هدف عالی و الهی بازسازی جهان در آخرین دوره از چهار دوره ی سه هزار ساله به تحقق خواهد پیوست. اما قبل از آن روان ا نسان بعد از مرگ در محکمه الهی داوری می شود وبه تناسب اعمال خود به یکی از سه مکان ، مینو ، دوزخ ، همیستگان خواهد رفت وتا بازسازی جهان و ظهور اخرین ناجی ( سوشیانت ) درانجا پاداش و مجازات خود را دریافت خواهد کرد . به این جهت چرا که او در انتخاب بدی و نیکی دارای آزادی و انتخاب عمل بود با ظهور آخرین ناجی ( سوشیانت ) اهریمن و دیوان شکست خواهند خورد و رستا خیز آغاز می گردد ، مردگان از بهشت و حتی دوزخ بر انگیخته خواهند شد ، چرا که دوزخ ابدی نیست . دوزخ جایگاهی موقتی و مجازات فقط برای اصلاح بوده است ، مجازات ابدی در دوزخ مغایر هدف غایی اهورا مزدا است .
از این رو همه مردم از اکسیر جاودانگی که سوشیانت تهیه نموده است خواهند نوشید و جاودانه گشته وبا خالق خود یکی می گردند .
کلید واژه : مرگ ، جاودانگی ، زرتشت
علت مرگ در آیین زرتشت:
اساس فلسفه دین زرتشت تقابل دو نیروی اهورا مزدا که مظهر نیکی ، پاکی ، نور وراستی است با اهریمن مظهر شر ، دروغ ، ظلمت ونا پاکی می باشد .مرگ ونیستی سلاح اهریمن است وانسان ودیگر آفرید گان اهورا مزدا در اثر حمله دیوان اهریمن می میرند . در حالی که اهریمن می میراند و اهورا مزداهر چه بیشتر می آفریند . بدین ترتیب در اوستا به اهریمن نسبت « اهریمن مرگ آفرین ناپاک واهریمن همه تن مرگ داده شده است» .1
اهریمن آفرید ه های اهورا مزدا را تهدید می کند . « تو را بکشم وآفرید گان وآفرینش نیک مینوی تو را نابود کنم. »2اما مرگ برای انسان و آفرینش اهورا مزدا ابدی نیست و هر چه را که اهریمن نابود می کند اهورا مزدا دوباره می آفریند . تا در رستا خیز و بازسازی جهان ، شر ، ناپاکی ، مرگ از بین خواهد رفت . آن وقت زندگی برای انسان و آفرینش اهورا مزدا تا ابد ادامه خواهد داشت . اهریمن از بین خواهد رفت زیرا او بود که تباهی و مرگ را به جهان کامل اهورا مزدا آورد . 3
مرگ اگر چه تلخ و دردناک ، اما پایان کار و زندگی انسان نیست . انسان برای زیستن افریده شده و اهورامزدا از زندگی و حیات او حمایت خواهد کرد « ای مزدا اهورا: تو در هر دو جهان ( نگهبان ) تن و جان ما باشی .(یسن ،هات 41)» وعاقبت اهریمن شکست خورده وانسان به جاودانگی خواهد رسید .
چراحیات انسان جاودانه نیست ؟
اگر هدف اهورا مزدا حیات بخشی ومبارزه با مرگ ونیستی است ، چرا در ابتدا انسان وآفریده ها ی خود را جاودانه نیافریده است؟
به عبارتی « چرا اشیا و آفریده های عالم را در زمان طولانی و بی پایان نیافریده بلکه به چهار دوره سه هزار ساله تقسیم نموده است وبعد در آخرین دوره، زمان بی پایان وبی نهایت آغاز می شود .
اهورا مزدا گفت : اگر این گونه می بود زمان انسان از ابتدا بی پایان می بود . آفات ودیوان اهریمن نیز جاودانه می شدند .» 4
وزمانی که زرتشت از اهورا مزدا بی مرگی خواست و گفت: زرتشتم ای دادار اگر مرا بی مرگ کنی مردم به دین تو بهتر گروند.
ا هورا مزدا گفت : ای زرتشت اگر تورا بی مرگ کنم « توره برادر وش »5 بی مرگ شود . واگر « تور ا برادر وش » بی مرگ شود رستا خیز تن پسین کردن نشاید.6
در بند هش امده :که اهورا مزدا که آفریده گان را آفرید زمان، بی کرانه بی پایان و جاودانه بود . اما حضور اهریمن و یورش او به آفریده ها سبب شد تا خداوند و پایان جهان را به 12 هزار سال تعیین ومحدود کند ، تا اهریمن نیز جاودانه نشود و بعد از نابودی او در رستا خیز آفریدگان به پاکی با هرمز(اهورا مزدا) جاودانه وابدی
زندگی کنند. 7
جاودانگی و نامیرایی در .آیین زرتشت بدون جدایی پلیدی ( ناپاکی اهریمنی) از پاکی و راستی (نور از ظلمت ، شر و...) ممکن نیست . چرا که آمیختگی سبب خواهد گشت عناصر اهریمنی نیز جاودانه گردد علاوه بر آن اهورا مزدا به انسان آزادی عمل داده تا با اختیار عمل خود را بر گزیند .8
« ای مزدا :هنگامی که تو را با منش خویش شناختم وآنگاه که تو را با چشم دل دیدم ، دریافتم که تویی آفریدگار راستین و داور کردارهای جهانیان »9 در اوستا بارها به آزادی و اختیار عمل انسان اشاره شده است.
« از پی پاداش پسین ، بهترین کنش را همی گوییم .»10
اگر چه اهورا مزدا بوسیله سپنتا مینو ( نیرو واصل نیکی ) آدمی را به سوی راستی می کشاند اما انگره مینو نیز او.را وسوسه می کند . وظیفه هر فرد آن است که یکی از آن دو را انتخاب کند . و انسانها که رفتارهای اهریمنی پیشه کنند « گناه ورزند تا کامه اهریمن بیش ورزند .»11یا آنکه به راستی گراید ،ای اهورا مزدا: به راستی می دانم که ستایش های از دل برآمده و نیک خواهانه ، از سوی شما بی پاسخ نمی ماند. ( یسن ، هات 28) آنان می باید در محکمه عدالت اورمزد حاضر گردند و متناسب با گناهان ونیکی ها در یکی از سه مکان مینو ( بهشت ) و دوزخ (جهنم ) وهمیستگان ( برزخ ) قرار گیرند و ومجازات و پاداش خود را تا روز رستا خیز دریافت دارند .
جهان پس از مرگ در دین زرتشت :
بعد از درگذشت فرد روان او تا سه شب پیرامون تن می گردد این سه شب دوران نگرانی از افکار کارهای بد در زندگی ودلگرمی از فکر کارهای نیک خود خواهد بود . در این سه شب دورا ن تا سف برای تن است تاسف برای مرگ او، در این دوره روان وتن آرزوی به هم پیوستن و یکی شدن را دارند .12
سه شب پس از مرگ در سپیده دم روز چهارم روان را به سوی محکمه داوری که داوران عبارتند از : سروش ، مهر ،ر.شن می برند و تا پندار ، گفتار وکردار اورا بسنجند . اگر روان دروند وبد کار باشد پل چینود پلی که روان باید از آن بگذرد برای او به نازکی لبه تیغ می باشد . وچون نمی تواند از آن بگذرد ، به چهار طبقه دوزخ که آخرین طبقه آن تاریکی های بی پایان است سقوط می کند و دچار عذاب می شود . اما پل چینود برای نیکو کاران پهن بوده ،. آنان با گذشتن از پل چینود در منازل چهار گانه بهشت ،ستاره پایه ، ماه پایه ، خورشید پایه ، وعالی مرتبه آنان روشنایی بی پایان(گرودمان) نام دارد، قرار می گیرد واگر کناه و نیکی هر دو برابر باشند روان را به همستگان ( برزخ )می برند که جایی چون گیتی است.13
در مورد سر گذشت روان پس از مرگ در بهشت ودوزخ ار داویراف نامه از منابع مهم دوره ساسانی است که در بر دارنده توضیحات و مطالب ارزشمند می باشد. این کتاب شرح سفر روحانی ویراز به جهان دیگر می باشد . دیدار ویراز از بهشت :
دیدم روان زنان با اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک
سروش گفت : این روان زنانی هستند که آب را خشنود کرد .آتش را
دیدمروان وکیل مدافعان وآشتی خواهان را همانند نور ستاره وماه و خورشید
دیدار ویراز از دوزخ :
دیدم روان بدکاران را در آن سه شب نخست چندان بدبختی وبدی به روان آنان می دادند که هرگز در گیتی ندیده بودند .14
خیزش مردگان در رستا خیز :
انسانهایی که در گذشته اند واز تن آنان اثری باقی نمانده است چگونه زنده خواهند شد؟ این سوالی است که زرتشت از اهورا مزدا پرسید. « زرتشت از اهورا مزدا پرسید ، تن را که باد وزانید و آب برانید ، از کجا باز گیرند ،رستا خیز چگونه بود ؟ هرمزد پاسخ داد : چون آسمان را بی ستون ایستاده وروشن آفریدم چون زمین را آفریده، اورا نگه دارنده ای نیست، چون خورشید وماه وستارگا ن را در فضا به تن روشن در آورده ام چون دانه را آفریدم و در زمین باز دوباره روید و در گیاهان رنگهای گونه گونه افریدم.15 چون در زهدان مادر کودک آفریدم . جدا جدا ، موی ، پوست ، جان ، خون ، چشم ، گوش و دیگز اندام بیافریدم . آفرینش دشوارتر از
رستا خیز بود( زمانی که ) و آفریده ای نبود من آفرینش را آفریدم پس آنچه که بود چرا نشاید ساختن»16 ( چرا نمی توان دوباره آفرید )
و در دیگر منابع پهلوی( زاد سپرم) نیز این چنین آمده است :
زرتشت از اورمزد پرسید آیا در هنگام فرشگرد ( رستا خیز ) موجودات مادی که در گذشته اند دوباره دارای تن وجسم خواهند شد ؟
اورمزد گفت : دوباره تن دار باشند و بر خیزند . زرتشت پرسید : آنکه مرد وسگ و پرنده تن او را متلاشی کرد ، چگونه دوباره به هم می رسند ؟ اورمزد گفت : دوباره ساختن تن مرا آسان است .زیرا مرا پنج انبار دار است که نگه دارنده تن در گذشتگا ن اند زمین نگه دارنده گوشت واستخوان مردمان ، آب نگه دارنده خون ، گیاه نگه دارنده موی تن وسر ، روشنی نگه دارنده آتش .17 وباد که جان آفریدگان را هنگام فرشگرد ( رستا خیز ) باز می دهد .18
فرشگرد به ماه همانند بود ، که در پانزده شب در کاهش و پانزده شب در افزایش باشد .چون ناپدید شد ، باز از نو بر آید واشکار شود . فرشگرد به سال همانند بود که بهاران درختان شکفته باشند ، در تابستان میوه هند و درزمستان خشک و مانند مرده باشند . رستا خیز و باز خیزی از این طریق روشن شود . مرده خیزی چنان است که از درختان خشک برگ روید و شکوفه ها شکفته شوند.19
از باز آفرینی ( فرشگرد ) تا جاودانگی همه انسانها
بر اساس سنت زرتشتی عمر جهان دوازده هزار سال می باشد . وبه چهار دوره سه هزار ساله تقسیم می شود که در سه هزار ساله پایانی در هر هزار سال یک ناجی از نسل زرتشت ظهور خواهند کرد این ناجیان عبارتند از : هوشیدر ( اوشیدر ) ، هوشیدرما ه ( اوشیدرماه ) و سوشیانت ( سوشانس ) با آمدن سوشیانت اهریمن ودیوان شکست خورده وبه سوراخی فرو خواهند رفت و دیگر باز نمی گردند .
سوشیانت مردگان را در همان جایی که در گذشته اند بر خواهند انگیخت و مردمان به سوی داوری واپسین پیش خواهند رفت . داوری واپسین پس از رستا خیز با همه وجود آدمی ( جسم وروح ) انسان سر وکار دارد .
عاقبت سوشیانت در نقش موبد گاو ( هدیوش ). 20 را قربانی خواهد کرد و از پیه آن و هوم سفید. 21 ( گیاهی اساطیری ) اکسیر جاودانگی .22 تهیه خواهد نمود . این شربت یا اکسیر جاودانگی را همه خواهند نوشید و به آنان جاودانگی خواهد بخشید . وشادمان تا ابد زندگی خواهند کرد. 23 بدین ترتیب بازسازی جهان صورت می پذیرد و نیکی و راستی دوباره از بدی ، پلیدی و مرگ جدا خواهد شد و بدی یکسره برای همیشه نابود می شود ومردان وزنان همه در کناراهورا مزدا جاودانه خواهند گشت . تن وروان در این بازسازی جهان ( فرشگرد )به اتحاد آرمانی، وضع ایده آل و مطلوب پیش از حمله اهریمن خواهد رسید .« ای اهورا مزدا : این پاداش را تو به ما ارزانی داشتی تا چه در زندگی کنونی وچه در جهان مینوی ، هم نشین جاودانه تو باشیم .»( یسن ، هات 40)
نتیجه :
موضوع مرگ وفنا ، تن و جسم از موضوعات اساسی فکری انسان بوده است . اینکه انسان و هستی او با مرگ تن پایان خواهد پذیرفت یا نه ؟ از رنجهای مشترک در طول تاریخ بشر می باشد .
میل انسان به زیستن وجاودانه بودن پاسخهای مختلفی را در سراسر عالم به همراه داشته است . اقوام وملتها به فراخور زمان وشرایط زیستی ، مکانی ، باورها و ایین ها هر کدام پاسخهایی را ارائه نموده اند .
دین زرتشت در ایران ، نخستین دینی بود که موضوع بازگشت ، رستا خیز و حیات پس از مرگ را در جهان مطرح و انتظام داد . در این دین انسان در عالم مینوی و غیر جسمانی در نزد خداوند بوده وپس از مرگ و بعد با رستا خیز به جایی بر خواهد گشت که پیش از آن بوده و به خداوند ملحق و با او به جاودانگی دست می یابد .
اگر چه خداوند ازلی و ابدی است اما او می تواند با نیک منشی و راستی به جایگاه مکانی او صعود نماید و از پوچی و نیستی برهد و فنا ناپذیر گردد .
منابع و ماخذ
1- .................................. ، اوستا ( کهن ترین سروده های ایرانیان ) ، ترجمه و گزارش جلیل دوست خواه، چ اول ، تهران ،انتشارات مروارید ، ج دوم ،1374
2- زاد سپرم ( هیر بد نیمروز ) ، گزیده های زاد سپرم ، ترجمه محمد تقی راشد محصل ، تهران ، موسسه مطلعات وتحقیقات فرهنگی ، چ اول ، 1366
3- مری بویس ، زرتشتیان ، ( باورها و آداب دینی آنها ، ترجمه عسکر بهرامی ،تهران ، ققنوس ، چ هفتم ، 1381
4- فرنبغ دادگی ، بندهش ، ترجمه مهرداد بهار ، تهران ، انتشارات توس ، چ اول ، 1369
5- ..................... ، زند بهمن یزد ، ترجمه محمد تقی راشد محصل ، تهران ، تحقیقات فرهنگی ، چ اول ، 1370
6- ............................. ، مینوی خرد ، ترجمه احمد تفضلی ، تهران ، توس، چ دوم ، 1364
7- خرده اوستا ، گزارش دکتر حسین وحیدی ، تهران ، بنیاد فرهنگی سروشیان ، چ اول ، 1368
8-................................... ، ارداویراف نامه ، ترجمه ژاله آموزگار ، تهران ، معین ، چ دوم ، 1382
9- شهرستانی ابوافتح محمد بن عبدالکریم ، توضیح الملل والنحل ، ترجمه مصطفی خالقداد هاشمی ،تهران ، شرک افست ، چ دوم ، 1358
10- آموزگار ، ژاله ، تاریخ ایران باستان ، تهران ، سمت ، چ اول ، ج اول ، 1383
11- بی .ناس . جان ، تاریخ جامعه ادیان ، ترجمه علی اصغر حکمت ، تهران ، انتشارات علمی وفرهنگی ، چ نهم ، 1377
12- هینلز . جان ، شناخت اساطیر ایران ، ترجمه ژاله آموزگار - احمد تفضلی ، تهران ، نشر چشمه ، چ اول ، 1368
13- اوشیدری ، دکتر جهانگیر ، دانشنامه مزدیسنا ، تهران ، نشر مرکز ، چ اول ، 1371
14- الیاده . میرچاه ، متون مقدس بنیادین از سراسر جهان ، ترجمه مانی صالحی ،تهران ، فراروان ، ج سوم ،چ اول ، 1385